نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
60
كاشف الأسرار ( فارسى )
آخرتان « 1 » چه بوده است ، آمدن باوّل و هنرى كه جاى قبول باشد ناديده ، رفتن به آخر و عيبى كه نه تحقيق باشد تصديق كرده و در غيبت به غيبت مشغول شده ؟ اگر چه انكار « 2 » از يار سختتر ، امّا اين مايده بر خوان معرفت به فايده نزديكتر ، « 3 » كه « أجرك على قدر تعبك » . آرى ، گفتهاند : درخت معرفت از چشمهء انكار منكران آب خورد . بيت : بل تا بدرند پوستينم همه پاك * از بهر تو اى يار عيار چالاك « 6 » ( 102 ) وصيّت است ازين ضعيف مر جماعتى ياران و محبّان را كه بحسن عقيدت و بر موافقت سنّت « ظنّوا بالمسلمين خيرا » در حقّ اين ضعيف نيكوگمان شدهاند ، خصوصا جماعتى كه دعوى متابعت و ارادت اين ضعيف كردهاند و دست را « 9 » در ذيل مراد و مقصود « 10 » زده و ميل بجانب رضاى معبود كرده و سر از گريبان هواى خود بركشيده و پاى را « 11 » در راه رضاى خداى نهاده ، كه بعد از گزاردن فرائض و علم فريضه هيچ عمل را از اعمال صالحه بر خلوت ترجيح ندانند ، كه مقتدايان ما تا بمحمّد مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - چنين رفتهاند و بدين فرمودهاند ، زيرا كه مجموعهء اعمال صالحه خلوتست ، كه سنّت بر شرائط آن واردست و قرآن بدان ناطق . ( 103 ) خلوت چيست ؟ غيبت ناكردن ، به غير ذكر لب ناجنبانيدن ، آزار خود « 15 » از خلق باز داشتن ، روز به روزه بودن ، شب پهلو بر زمين نانهادن ، خود را تسليم لحد گور كردن ، به قضاى خداى « 17 » راضى بودن ، بىاحتياج سخن ناگفتن ، نماز به جماعت گزاردن ، در انتظار نماز جماعت نشستن ، وضو بر وضو نگاه داشتن ، ترك شهوات گفتن ، صبر جميل در
--> ( 1 ) - تان L : شما را N - - ( 2 ) - باشد L : بود N - - كرده L : كردن N - - شده L : شدن N - - ( 3 ) - نزديكتر L : + بود N - - ( 6 ) - بحر رباعى - - ( 9 ) - دست را L : دست - N - - ( 10 ) ( 9 ، 10 ) - مراد و مقصود L : مرادات و مقاصد N - - ( 11 ) - پاى را L : پاى - N - - ( 15 ) - ناكردن . . ناجنبانيدن ( الخ ) L : ناكردن و . . . ناجنبانيدن و ( الخ ) L - - ( 17 ) - خداى L : + سبحانه N